نام فیلم: نام : 12 مرد خشمگین ( 12 Angry Men )
موضوع : جنایی ، درام
مدت زمان: 90 دقیقه
سال انتشار : 1957
کارگردان : Sidney Lumet
~~~~~~~~
بازیگران : Henry Fonda ، Lee J. Cobb ، Martin Balsam
~~~~~~~~
12 مرد خشمگین ( 12 Angry Men ) فیلمی آمریکایی است. این فیلم در سال 1957 انتشار داده شده است. این فیلم در ژانرجنایی و درام ساخته شده است
مقدمه
فیلم 12 مرد خشمگین (12 Angry Men) ساخته سیدنی لومت، یکی از آثار برجسته سینما است که امروز در وب سایت محمدعلی عاشوری علاوه بر بررسی عدالت، مسئولیتپذیری و اخلاق اجتماعی، به طور خاص به ویژگیها و انواع رهبری در موقعیتهای بحرانی میپردازد. این فیلم که در سال 1957 ساخته شد، داستان یک هیئت منصفه را روایت میکند که باید درباره گناهکار بودن یک پسر جوان تصمیم بگیرند. این فیلم نمایشی قدرتمند از تعاملات انسانی و فرآیند تصمیمگیری گروهی است. در این مقاله، به بررسی شیوههای رهبری در فیلم و تأثیر آنها بر روند تصمیمگیری خواهیم پرداخت.
جوانی هیجده ساله از اهالی امریکا لاتین متهم به قتل پدرش گردیده است. شواهد نشان می دهد او با ضربات متعدد چاقو پدر خود را به قتل رسانده است ، گرچه نوجوان که به نظر ضعیف و افسرده حال می رسد این اتهام را قبول ندارد. با این حال وجود چاقویی در محل وقوع حادثه که متعلق به نوجوان مذکور است و او ادعا می کند آن را مدتی قبل گم کرده و خبری هم از محل آن نداشته است، به عنوان مدرک جرم، دلیلی برای مجرم شناختن او از سوی دادگاه شده است.
حال دوازده مرد از طبقات مختلف اجتماعی به عنوان اعضای هیئت منصفه دادگاه ، مأمور تصمیم گیری نهایی درباره این پرونده شده اند. اگر آنها فرد متهم به قتل را محکوم نمایند، وی باید روی صندلی الکترونیکی اعدام شود. در فرآیند رأی گیری یازده نفر از اعضای هیئت منصفه رأی به محکومیت و در نهایت اعدام نوجوان می دهند. اما در این بین یک نفر از آنان یعنی آقای دیویس ( با بازی درخشان هنری فوندا ) رأِی بر بی گناهی متهم می دهد که این کار او باعث می شود تا دیگران را درنهایت وادار به شنیدن دلایلش در گرفتن این تصمیم کند. با پیشروی ماجرا در اتاقی که اعضای هیئت منصفه آن در فضای عصبی مشغول بحث و بررسی پرونده هستند، قصه فیلم شکوفا می شود و به صورت مطالعه ای استادانه درباره شخصیت های پیچیده ای در می آید که به عنوان عضو هیئت منصفه می خواهند رأی نهایی را صادر کنند. پس زمینه اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی هریک از این اعضا، باعث واکنش های مختلف آنان در زمان حال می شود. در چنین موقعیت و اوضاع و احوالی است که آقای دیویس تلاش می کند بقیه همکارنش را متقاعد کند که رأی آنها اهمیتی حیاتی دارد و نباید براحتی درباره آینده و زندگی دیگران تصمیم بگیرند و سرانجام موفق به عملی کردن اعتقاد درونی خود می شود.
رهبری در موقعیتهای بحرانی
در فیلم 12 مرد خشمگین، اعضای هیئت منصفه در ابتدا نظرات مختلف و متفاوتی دارند. این تفاوتها نه تنها به دلیل تمایلات شخصی و پیشداوریهاست، بلکه به دلیل رویکردهای مختلف آنها به رهبری و تصمیمگیری است. از آنجا که این وضعیت به شدت بحرانی است و جان یک انسان در خطر است، روشهای رهبری اعضای هیئت منصفه تأثیر مستقیم و عمیقی بر نتیجه خواهند داشت.
در این فیلم، رهبران به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: رهبری رسمی و رهبری غیررسمی.
- رهبری رسمی: رئیس هیئت منصفه که نقش مدیریت جلسه را بر عهده دارد و وظیفه دارد که فرآیند تصمیمگیری را هدایت کند. این فرد در ابتدای فیلم تلاش میکند که جلسه را به شکلی منطقی و با رعایت نظم پیش ببرد، اما تأثیرگذاری وی در مقایسه با شخصیتهای دیگر کمتر است. او بیشتر نقش یک مدیر اجرایی را ایفا میکند تا یک رهبر حقیقی.
- رهبری غیررسمی: در مقابل، یکی از اعضای هیئت منصفه به نام مرد شماره 8 (هنری فوندا) نقش رهبر واقعی را به عهده میگیرد. مرد شماره 8 به جای اینکه تحت تأثیر فشار جمع قرار گیرد، از حق خود برای پرسش و بررسی دوباره موارد استفاده میکند. او با احترام به دیگران و با استفاده از استدلالهای منطقی، به تدریج اعضای هیئت منصفه را قانع میکند که باید به شک و تردیدهای خود توجه کنند و از عجله در تصمیمگیری پرهیز کنند.
سينمايي «دوازده مرد خشمگين» از همان ابتدا مخاطب را به خود جذب می کند. هر كدام از دوازده عضو هيات منصفه در همان حين كه به بيننده معرفي ميشوند به خودشان نيز معرفي ميشوند. براين اساس آشنايي با هركدام از شخصيتها، در ابتداي فيلم مدتي نسبتا طولاني زمان می برد. هركدام از اين كاراكترها ويژگيهايي كاملا منحصربه فرد خود را دارند.

12 مرد برای تعیین گناهکار یا بی گناه بودن یک جوان جمع می شوند. موضوع گرد آمدن ۱۲ نفر دور یک میز برای قضاوت یک متهم، دستمایهای است برای بیان موضوعی کلیتر که چگونه یک نفر که قدرت رهبری را به دست می گیرد و به روشنایی حقیقت پی برده است میتواند ۱۱ نفر دیگر را با خود همسو کند.
۱۲ مرد به اتاقی وارد میشوند که گرمای قضاوت زود هنگام و گمراهی، آنها را از همان ابتدا کلافه کرده است. هرکس با رفتاری که از خود نشان میدهد به خوبی معرف خود است. یکی به فکر مسابقه بیس بالش است و آسوده بهجای صندلی، روی میز مینشیند. دیگری مشغول خواندن آگهیهای روزنامه میشود.
گویی رفتاری که هریک از آنها در درجه اول از خود نشان میدهند، موجب نوعی قضاوت در ما نیز میشود. ما به عنوان سیزدهمین نفر در این اتاق حاضریم تا رفته رفته داستان را از دید لیدرشیپ دنبال نماییم.
نکته های لیدرشیپ و مدیریتی جذابی در ارتباط با فیلم 12 مرد خشمگین وجود دارد که با هم به آن ها می پردازیم.
در ابتدا گفته می شود که باید 12 رای همسان داشته باشند، مگرنه قاضی پرونده را به هیات منصفه دومی خواهند کشید. از 12 نفر 11 نفر به گناهکار بودن پسر رای می دهند و فقط یک نفر مبارزه جهت اثبات بی گناهی آن پسر را به جان می خرد.

ابتدای فیلم مشاهده می شود که فردی اعتراف می کند کل جلسه دادگاه خواب بوده و در انتها تنها رای بیگناهی متهم به او وابسته می شود که به سختی رای خود را از گناهکار به بی گناه تغییر می دهد. نشان می دهد که حاضر است به خاطر غرورش جوانی بیگناه را قربانی نماید و اینکار برایش عین آب خوردن است.
فیلم نکاتی را عنوان میکند که امید بخش است. هنری فوندا شخصیتی است که تنها میگوید باید برای مسئلهای به این مهمی قدری بیشتر بحث کرد. او نه مطمئن است که متهم گناهکار است و نه بیگناه، بلکه تنها میخواهد مسئولیت پذیر باشد و برای یافتن حقیقت تمام تلاش خود را بنماید.
همین عقیده خود چراغ مسیر را برای دیگر کسانی که بخواهند او را همراهی کنند روشن میسازد. جالب است که تمام معماهای فیلم را هنری فوندا حل نمیکند. بهعنوان مثال فرضیه امکانپذیر نبودن دویدن یکی از شاهدان یا عینکی بودن شاهد دیگر را دو مرد دیگر بیان میکنند که نقش بسزایی در روشن شدن حقیقت دارد.

هنری دلایلی قانع کننده می آورد که ممکن است پسر بچه بی گناه باشد.
وکیل پسر تسخیری است و هیچگونه تلاشی برای بی گناهی وی نمی کند.
چاقوی مشابهی از جیبش در می آورد و به اعضا نشان می دهد که ممکن است چاقو مشابه بوده باشد.
دلیل سومی هم می آورد که پیرمرد شاهد شهادت دروغ داده و شخص دومی از اعضا را تحت تاثیر قرارداده و با او در کل فیلم همراه می شود. در انتها موفق می شود که دلایل را رد نماید و بی گناهی پسر را در همان اتاق 12 نفره به اثبات برساند.

از جنبه های مثبت فیلم مسخره بازی فردی است که نگران مسابقه بیس بالش است. زمانیکه هنری فریضه دویدن پیرمرد لنگ را به چالش می کشد او به حالت بی تفاوت آهنگ لورل و هاردی را با دهان خود به صورت عالی می نوازد. هدف او مسخره کردن هنری است. اما هنری با جدیت تمام هدف خود را دنبال می نماید
فیلم پر از فراز و نشیب های زیادی در حوزه لیدرشیپ و توسعه فردی است. حتی چند بار اشاره می شود که احساسات شخصی را کنار بگذارند.
از طرفی بدون اینکه اعضا متوجه شوند وارد تکنیک طوفان ذهنی شده اند. هدف از این طوفان فکری اثبات بی گناه یک پسر بچه 18 ساله است که متهم به قتل پدرش می شود.
ویژگیهای رهبری در فیلم
- رهبری با تفکر انتقادی: مرد شماره 8 در این فیلم به طور مداوم به دیگران یادآوری میکند که باید شواهد و استدلالها را با دقت بررسی کنند. او از پرسشهایی استفاده میکند که افراد را به تفکر عمیقتر وا میدارد. این ویژگی باعث میشود که رهبری او تأثیر عمیقی بر گروه بگذارد.
- رهبری با گوش دادن و همدلی: مرد شماره 8 همواره به نظرات دیگران گوش میدهد و تلاش میکند که دیدگاههای مختلف را در نظر بگیرد. او با استفاده از این ویژگی به تدریج اعتماد دیگران را جلب میکند و نشان میدهد که رهبری تنها بر اساس قدرت و اقتدار نیست، بلکه توانایی درک و پذیرش نظرات مختلف نیز نقش مهمی دارد.
- رهبری از نوع مشارکتی: برخلاف رهبری دیکتاتوری یا دستوری، مرد شماره 8 به شیوهای مشارکتی عمل میکند. او نمیخواهد تنها تصمیم بگیرد، بلکه تلاش میکند تا دیگر اعضا نیز در تصمیمگیری نقش داشته باشند و به احساس مسئولیت جمعی برسند.
- رهبری اخلاقی: یکی دیگر از ویژگیهای برجسته رهبری مرد شماره 8، تأکید بر مسائل اخلاقی و انسانی است. او به جای اینکه فقط به جوانب قانونی و فنی پرونده توجه کند، به جنبههای انسانی و حقایق اخلاقی نیز اهمیت میدهد و بر این باور است که هیچگاه نباید تصمیمی در مورد جان یک انسان گرفت مگر اینکه از صداقت آن کاملاً مطمئن بود.
چالشهای رهبری در گروه
در طول فیلم، چالشهایی برای رهبری به وجود میآید. برخی از اعضای هیئت منصفه بیشتر به دلیل فشارهای اجتماعی یا شخصی خواستار سریعترین تصمیم ممکن هستند. همچنین، برخی از افراد دیگر به دلیل پیشداوریهای خود بر اساس قومیت یا طبقه اجتماعی، قضاوتهای نادرستی دارند که مانع از تصمیمگیری منطقی میشود.
در چنین شرایطی، رهبری مؤثر نیاز به صبر، استقامت و توانایی در تعامل با افراد مختلف دارد. مرد شماره 8 از این ویژگیها برخوردار است و توانسته است به تدریج این چالشها را پشت سر بگذارد و گروه را به سمت تصمیمی عادلانه هدایت کند.
نتیجهگیری
فیلم 12 مرد خشمگین یک نمای عالی از رهبری در موقعیتهای بحرانی است. شخصیت مرد شماره 8 به عنوان یک رهبر غیررسمی که از ویژگیهایی چون تفکر انتقادی، همدلی و اخلاق برخوردار است، در نهایت توانسته است گروهی متنوع از افراد با عقاید مختلف را به همگرایی برساند و تصمیمی عادلانه بگیرد. این فیلم نشان میدهد که رهبری نه تنها به قدرت و اقتدار بستگی دارد، بلکه به توانایی ایجاد تغییرات مثبت در دیگران و هدایت گروه به سمت تصمیمات صحیح و اخلاقی نیز مرتبط است. در نهایت، 12 مرد خشمگین یادآور این نکته است که رهبری در موقعیتهای بحرانی، چیزی فراتر از مدیریت است؛ بلکه هنر ایجاد اعتماد، تفکر و همدلی است.
